تبليغاتX
glitter textglitter textglitter textglitter textglitter textglitter textglitter text glitter textglitter text glitter textglitter text glitter textglitter textglitter textglitter text عاشقان نانسی

+ نوشته شده در ساعت توسط fereshte67 |

غیر قابل دیدن

چرا وقتي مي خوايم بريم توي رويا چشمامونو مبينديم؟...

وقتي مي خوايم گريه کنيم...
وقتي مي خوايم فکر کنيم...
وقتي مي خوايم تصور کنيم...
وقتي مي خوايم کسي رو ببوسيم...

به اين دليل که قشنگ ترين چيز هاي توي دنيا قابل ديدن نيستن....

 

+ نوشته شده در ساعت توسط fereshte67 |

+ نوشته شده در ساعت توسط fereshte67 |


هرگز هرگز

هرگز

بي تو نمي خندم

بي تو بر دل عشقي هر گز نمي بندم

خدا خدا

خدايا

اگر به کام من جهان نگرداني

جهان بسوزانم

اگرخدا خدايا

مرا بگرياني من آسمانت را زغم بگريانم

منم که در دل زنا مرادي فسانه ها دارم

منم که چون گل شکفته بر لب ترانه ها دارم

تو بيا فروغ آرزوها به رنج جستجوها پا يان تويي

تو بيا که بي تو آه سردم که بي تو موج دردم درمان تويي


+ نوشته شده در ساعت توسط fereshte67 |

+ نوشته شده در ساعت توسط fereshte67 |

شما که حرمت عشق و شکستین ----کمر به کشتن عاطفه بستین

شما که روی دل قیمت گذاشتین ----شما که حرمت عشقو نگه نداشتین


فریاد من شکایت یه روح بی قراره---روحی که خسته از همه ضخمی از روزگاره

گلایه ی من از شما حکایت خودم نیست---برای من که از شمام سوختم و گمشدم نیست

اگه عشقی نباشه آدمی نیست---اگه آدم نباشه زندگی نیست

نپرس از من چه آمد بر سره عشق --- جواب من بجز شر مندگی نیست

+ نوشته شده در ساعت توسط fereshte67 |

+ نوشته شده در ساعت توسط fereshte67 |

تو واسم یه آشنایی یه غریبه باوفایی

کنج زندون دل من یه اسیر بی نوایی


واسه خلوت شبو نم یه حضور بی حصاری

با نگاه مهربونت واسه من یه همصدایی

+ نوشته شده در ساعت توسط fereshte67 |

+ نوشته شده در ساعت توسط fereshte67 |

با توام ای که نگاهت منو با عشق آشنا کرد

تو دلم هرم نفسات فصل سرما رو فنا کرد

تویی اون که تو وجودت نیمی از خودمو رو دیدم

با حضور عاشقانه ات به خود خودم رسیدم

با تو شادم با تو مستم دستتو بزار تو دستم

بی تو جون میدم به ظلمت با تو عشقو می پرستم

گم شدم تو شب چشمات تو شدی فانوس راهم

تو شدی ماه وستاره تو شب سرد وسیاهم

با حضورت میشه حس کرد یه نفس بوی بهار

میشه از لبای تو چید عطر باغ گل یاسو
+ نوشته شده در ساعت توسط fereshte67 |

+ نوشته شده در ساعت توسط fereshte67 |

ایستاده ام تنها

ایستاده ام
تنها
پشت میله های خاطرات دیروز
این جا
انگشت هایم را می شمارم
یک
دو
سه......
و دست های تو در هم فرو رفته اند
تو
غزل را مشت مشت به حراج گذاشتی
که مهربانی ات را ثابت کنی
ولی...
ولی نفهمیدی که من
آن سوی خیابان
انتظارت را می کشم
تو بی وقفه فریاد کشیدی...
و من
دیگر آزارت نمی دهم
زین پس
قصه هایم را برای هیچ کس تعریف نمی کنم
مطمئن باش...
هنوز هم قافیه را به چشمان تو
می بازم
مطمئن باش......

+ نوشته شده در ساعت توسط fereshte67 |