تبليغاتX
glitter textglitter textglitter textglitter textglitter textglitter textglitter text glitter textglitter text glitter textglitter text glitter textglitter textglitter textglitter text عاشقان نانسی

+ نوشته شده در ساعت توسط fereshte67 |

برادر امل حجازی خواننده لبنانی از نانـــــــسی عجرم درخواســــت ازدواج کرد. اما

بشنوید از جواب نانسی : نانسی به شدت ایــــن درخواست را رد کرد و به او گــــفت

حداقل تا سال ۲۰۱۰ قصد ازدواج ندارد. امل در

واکـــنش به این برخورد نانــــسی به خبرنگارها

گفته: عشــــــق چیزی نیست که بتوانیم برای آن

زمان تعیین کنـــــیم. این یک امر احساسی است

 و من نمیدانم نانـــــــــــسی چطور در این مورد

تصمیم گیری میکند؟!!

شما چی فکر میکنید؟

+ نوشته شده در ساعت توسط fereshte67 |

چه خبره ه ه ه

نانسی عجرم خواننده بزرگ لبنانی شایعه اخیر را مبنی بر داشتن یک مدیر برنامه به غیر از جی جی لامارا رو به شدت تکذیب کرد...وی گفت:ارتباط او با جی جی لامارا یک ارتباط قوی و محکم است و هیچ وقت دو ارتباط قوی و متقابل از هم پاشیده نمی شود..

جی جی لامارا گفت:این قبیل حرفها دروغ محض است که به وسیله افرادی حسود که دوست دارند به یک ستاره ضربه بزنند پراکنده شده است.

وی همچنین هشدار داد که اگر این جور افراد یک بار دیگر این قبیل شایعه ها را درست کنند به صورت قانونی با آنها برخورد خواهد شد.....

 

+ نوشته شده در ساعت توسط fereshte67 |

خبرهای داغ

نانسی عجرم خواننده بزرگ لبنانی هم اکنون در حال ضبط کردن آهنگ برای آلبوم جدیدش هست که خیال داره اونو در تابستان سال ۲۰۰۷ به بازار ارائه کنه.

منبع این خبر اعلام کرد که انتظار میره که اسم این آلبوم ama atkhataft khatfa (من از دزدیده شدن میترسم)باشه که اسم یکی از آهنگ های اصلی این آلبوم است که ikram al assi اون رو سروده است.

نانسی همچنین به صورت مداوم کارهای بشر دوستانه انجام میده . بتازگی کارهایی را در یک موسسه خیریه در مصر انجام داده که این هم حاصل رفتن بی درنگ او به یک بیمارستان کودکان . کمک به آنان بوده است

 

+ نوشته شده در ساعت توسط fereshte67 |

و باز هم......

I LOVE NANCY

+ نوشته شده در ساعت توسط fereshte67 |

+ نوشته شده در ساعت توسط fereshte67 |

این شعر هم تقدیم به .............

 

اينجا كلبه عاشقي من است

اين كلبه وسعتي دارد به اندازه دلم و فضايي به حجم حضورم

آنقدر بزرگ است كه صدايم از آن سو، اين سو به گوش نمي رسد كه مي گويم: سلام

و آنقدر كوچك كه گاهي مجبور مي شوم چشمهايم را براي ديدن كرانهايش خسته كنم

مي داني؟

اين كلبه برايم خيلي دوست داشتني است چون به اندازه همين جمله ساده و معصومانه است

مي داني؟

من همه گمشده هايم زندگي ام را در گوشه و كنار اين كلبه جستجو مي كنم

همه لحظات از دست رفته را مي خواهم جايي همين اطراف پيدا كنم

شايد نشود اما من مي گويم مي شود

مي داني؟

اين كلبه با وجود آنكه ديگر عصر سنگ و آهن سالهاست آغاز شده، روزگار سيماني و درخشندگي شيشه اي مدتها فرا روي انسان قرار گرفته، جاني دارد از جنس روح من، محبتم به تو و علاقه به بودن در كنارت. آنگونه بگويم كه اگر بداند روزي ماواي نخواهد بود، چه بسا در ساعتي و يا كمتر ديوارهايش فرو بريزد.وآتش عشقخاموش شود

مي داني؟

در دلم نامت را نجوا مي كنم و ديوار ها و پنجره نامت را در ميان چشمانم مي خوانند و با من در انتظارت مي مانند. مي داني؟ مي دانند كه من چقدر دوستت دارم. مي داني؟ مي دانند كه مي خواهم روزي دستت را بگيرم و تو را در كلبه عاشقي به تماشا بنشينم. آري تو را به تماشا مي نشينم روزي، تو را! اي همه چشمان من براي تماشا دوستت دارم

باز هم بنويسم؟

در دفتري بنويسم كه زمان در آن به عقب باز مي گردد,: ياد داري دفتري كه زمان در آن به عقب باز گردد؟؟ميگويي نه!!!! اما من خواهم نوشت

گوشه اي از كلبه، دستانم را به دور زانوان حلقه كرده ام و مي گويم دوستت دارم

و هرگز فراموشت نخواهم كرد هرگز تا ابد

به خدا قسم كه درب اين كلبه را به روي هيچ كس باز نخواهم كرد
 

+ نوشته شده در ساعت توسط fereshte67 |

+ نوشته شده در ساعت توسط fereshte67 |

به نام کسي که هيچ وقت غروب نمي کند

 


عزيز من :

من نيز مانند ان پرنده بر سينه تو جان خواهم داد

اي انکه چنان دوستت دارم که چنان دوستت دارم که ارزو دارم که با عشق تو زنده بمانم

و به عشق تو جان سپارم.

 


تولد

اگه مي تونستم توي دنيا يک چيز ديگه باشم

ميخوام اشک تو باشم

که توي چشمات متولد بشم

روي گونه هات زندگي کنم و روي لبت بميرم

همين . فقط بميرم...............

 


مي دوني فاصله بين انگشتات براي چيه؟

براي اينه که يه نفر با انگشتاش اين جاي خالي رو پر کنه پس به دنبال دستي باش که تا ابد بتونه دستتو بگيره

ولي افسوس...................................

 

دوستي يک حادثه است وجدايي يک قانون

پس بيا حادثه جو و قانون شکن باشيم
 

 

غم را در سکوت و سکوت را در شب و شب را براي انديشيدن به خاطر تو دوست دارم.

من عشق را در اميد و اميد را در تو و تو را در دل و دل را به هنگام تپيدن به خاطره تو دوست دارم.

اي کاش نقاش چيره دستي بودم تا لحظات با تو بودن را در تابلويي مي کشيدم و به هنگام دلتنگي به ان مي نگريستم .

اي کاش شاعر بودم تا لحظات خوب با تو بودن را در شعري مي گنجانم و به هنگام دلتنگي ان را مي خوانم .

ولي حال که هيچيک از اينها نيستم فقط ميتوانم بگويم

دوستت دارم

 


 




 

 

+ نوشته شده در ساعت توسط fereshte67 |

+ نوشته شده در ساعت توسط fereshte67 |

I LOVE NANCY

+ نوشته شده در ساعت توسط fereshte67 |

غروب شد خورشيد رفت. آفتابگردان دنبال خورشيد مي گشت ناگهان ستاره اي چشمك زد آفتابگردان سرش را پايين انداخت. آري.... گلها هيچوقت خيانت نميكنند

 

بگم كه خيلي تنهام ميدوني ياري ندارم چي بگم كه غير غصه ديگه دلداري ندارم هيچكسي پا نميذاره به سراچه خيالم هيچ كسي نداد جواب اين سوال بي جوابم هركه اومد دو سه روزي از دلم بازيچه اي ساخت دل من مثه عروسك ساده بود دل به دلش باخت گله و گلايه اي نيست بي وفايي رسم عشقه عاشقا تنها ميمونن تنهايي مرام عشقه

+ نوشته شده در ساعت توسط fereshte67 |

+ نوشته شده در ساعت توسط fereshte67 |

(بخونید و حال کنید)

هميشه تنها باش، چون تنها آمده اي و تنها خواهي رفت. بگذر و عظمت عشق را درك مكن، چون آنقدر عظيم است كه تو را و هستي تو را در برمي گيرد . بگذار خانه ي وجودت خالي از هر فرد بيگانه اي باشد زيرا اگر عشق در آن منزل كند به ويران هاي آن هم، رحم نمي كند. اما....اما.... اگر عاشق شدي، فقط يك نفر را دوست داشته باش. اگر خنديدي، اگر گريه كردي فقط براي او باشد و تنها براي يك نفر قدم بزن و براي يك نفر قدم بردار و به خاطر داشته باش كه دوستش داري......

عاشقي را شرط اول ناله وفرياد نيست تا کسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست عاشقي مقدورهر عياش نيست غم کشيدن صنعت نقاش نيست

کی بگه به کی بگه زندگی عاقبتش نبودن یک سرود ناتموم سرودن زندگی اولش غم آخرش مردن زندگی یه بازی ِ کی از عمرش راضی ِ

منم عاشق مرا غم سازگار است تو معشوقی تو را با غم چه کار است اگر دیدی نگاهی خسته دارم و حس کردی که خیلی بیقرارم بدان تو با عبور از کوچه دل در آوردی دمار از روزگارم

آرزو دارم شبي عاشق شوي. آرزو دارم بفهمي درد را. تلخي برخوردهاي سرد را. مي رسد روزي که بي من لحظه ها را سر کني. مي رسد روزي که مرگ عشق را باور کني. مي رسد روزي که شبها در کنار عکس من نامه هاي کهنه ام را مو به مو از بر کني(فقط بخونیدا)

دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست گاه سکوت است و گاه نگــــــاه ... غـــــريبه ! اين درد مشترک من و توست که گاهي نمي توانيم در چشمهاي يکد يگــرنگــــاه کني

دوستت داشتم ...يادت هست ؟ ...گفتم دوستت دارم ...و تو گفتي كوچكي براي دوست داشتن ....رفتم تا بزرگ شوم ...اما انقدر بزرگ شدم كه يادم رفت دوستت داشتم

سازنده ترين كلمه گذشت است ... آن را تمرين كن پرمعني ترين كلمه " ما " است ... آن را به كار ببر عميق ترين كلمه "عشق" است ... به آن ارج بنه. بي رحم ترين كلمه "تنفر " است ... از بين ببرش. سركش ترين كلمه" تنفر" است ... با آن بازي نكن. خودخواهانه ترين كلمه " من " است... از آن حذر كن. ناپايدارترين كلمه " خشم" است... آن را فرو ببر

+ نوشته شده در ساعت توسط fereshte67 |

 از سروده های خودم ... )

در آن هوای سرد بارانی کسی جز تو به یاد نمی آورم

جز قطره های اشکم در برابر خنده های تو چیزی به سراغ خیالم نمی آورم

در آن روز هیچ دل شکسته ای جز من نبود

با خود عهد بستم که دیگر تو را آدم حساب نیاورم

+ نوشته شده در ساعت توسط fereshte67 |

I LOVE NANCY

تقدیم به عاشقان نانسی

+ نوشته شده در ساعت توسط fereshte67 |